آسیب شناسی دروس معارف دانشگاه
55 بازدید
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

بسمه تعالی

دروس معارف دانشگاه تنها سنگر مواجهه ی مستقیم و فراگیر دانشجویان با مبانی دینی و اسلامی است، و عدم التفات دقیق به این دروس ،علاوه بر ناقص ماندن پازل فرهنگی دانشگاه ، موجبات دین گریزی و حتی دین ستیزی دانشجویان را فراهم می نماید، لذا لازم دانستیم نکاتی را در زمینه ی آسیب شناسی این دروس به سمع و نظر مسؤولین مرتبط با این امر خطیر برسانیم. لازم به ذکر است این آسیب شناسی سعی نموده است به مواردی که خود دست اندرکاران ، به آن ها توجه داشته و سالیانی به دنبال اصلاح آن ها هستند، مثل تغییر کتب درسی ، نپردازد.

آسیب شناسی:

1. عدم وجود شرایط علمی کافی اساتید جهت تدریس دروس و پاسخگویی کامل و همه جانبه به سؤالات دانشجویان ، تا جایی که برخی از اساتید اجازه طرح سؤال به دانشجویان را نمی دهند:

الف. برخی از اساتید بدون داشتن جواز ،تدریس می نمایند.

ب. جواز برخی از اساتید در گذشته و با دانش قبلی و ناکافی نسبت به حال حاضر صادر گردیده است.

ج. ظاهرا در صدور جواز تدریس برخی از اساتید قصور یا تقصیر صورت پذیرفته است.

د. برخی از اساتید تدریس درس غیر مرتبط با عنوان مجوز را به عهده می گیرند.

ه. برخی از اساتید در زمینه ی تطبیق کلیات مباحث و مبانی با مصادیق و مسائل جاری از شناخت و مهارت کافی برخوردار نیستند.

و. عدم آشنایی برخی اساتید با رشته ی تحصیلی دانشجویان و شبهات و مسائل پیرامونی آن ، دروس معارف را بی فایده ظاهر ساخته است.

ز. عدم آشنایی برخی اساتید با جریان شناسی فرهنگ ها و ضد فرهنگ ها و مبانی انقلاب اسلامی و مواجهه ی نادرست با این سنخ مباحث در حیطه ی درس.

2. عدم وجود انگیزه و شرایط روحی و روانی کافی اساتید جهت تدریس دروس،تا جایی که از حضور در کلاس های معارف اظهار ناخرسندی و عدم تمایل می نمایند:

الف. برخی از اساتید اساسا با فضای دانشگاه و دانشجویان آشنایی ندارند و این به جهت آن است که یا مستقیما از فضای حوزه ، و یا از محیط دانشکده های معارف با فضایی متفاوت از سایر داشکده ها، اشتغال به تدریس یافته اند.

ب. برخی از اساتید بدون علاقه و در برخی موارد بدون اعتقاد به محتوای درس، تدریس می نمایند، که این مسأله در پاسخ به سوالات و دفاع از محتوای دروس خود را نشان می دهد.

ج. حضور استاد در دروس متراکم ، پشت سر هم ، با تعداد جمعیت بالا و امکان به نزاع کشیده شدن مباحث، قدرت مانور و جوش و خروش را از اساتید سلب می نماید و مانع از پرداختن استاد به موضوعات چالشی می گردد.

د. کاستی در پرداختی اساتید حق التدریس، علی رغم صرف انرژی و توان بسیار در کلاس های دروس معارف، انگیزه ی مادی را از اساتید سلب می نماید.

ه. تشکیل کلاسهای دروس معارف به صورت مختلط، مانع از ارتباط صمیمی استاد با جنس مخالف و مشارکت همگانی در کلاس می گردد و حتی موجبات بر هم خوردن کلاس و در برخی موارد هنجارشکنی عمدی می گردد و به طور مستقیم بر کیفیت و انگیزه تدریس مؤثر است.

و. بالا بودن سن اساتید، به ویژه اساتید هیئت علمی، زمینه ی بی انگیزگی اساتید و عدم درک متقابل استاد و دانشجو را فراهم می آورد.

ز. کشانده شدن مباحث به مسائل و مصادیق سیاسی جاری و مشکلات جامعه در تمامی دروس معارف حتی دروس غیر از انقلاب اسلامی، موجبات انفعال اساتید و یا برهم خوردن نظم و فضای کلاس و طبیعتاً خستگی مضاعف اساتید و تضعیف روحیه ی آن ها می گردد.

ح. در برخی موارد به تیپ شخصیتی اساتید در ایجاد ارتباط مؤثر با دانشجویان ، کنترل هیجانات و عدم سازگاری با تدریس دروس معارف توجه نشده است.

راهکارها:

1. تفکیک مجوزها حداقل نسبت به گروه های آموزشی "فنی_مهندسی ، پزشکی، علوم انسانی ، هنر" و آموزشهای لازم به اساتید، متناسب با این تفکیک ، تدوین و تغییر کتب درسی معارف متناسب با این تفکیک و همچنین آشنا نمودن اساتید با رشته ها ، گرایش ها ، محیط آموزشی ، آینده ی شغلی و دیگران موارد لازم، جهت فراهم نمودن زمینه ی برقراری ارتباط مؤثر استاد با دانشجویان و تقریر درس در همین راستا.

2. از آن جایی که عمدتا طلاب علوم دینی ، زمینه ی تبلیغی ودغدغه ی بیشتری نسبت به فارغ التحصیلان دانشکده های معارف دارند(گرچه بسیاری از همین فارغ التحصیلان،خود از طلاب علوم دینی بوده اند)، پیشنهاد می شود مراکز تخصصی سطح سه و چهار، برای آموزش طلاب جهت تدریس دروس معارف دانشگاه با حفظ هویت تبلیغی ایجاد شود.

3. تلاش در جذب اساتید هیئت علمی جوان و به کار گیری اساتید حق التدریس با محدودیت سنی نسبت به افراد دارای سنین بالا.

4. تفکیک جنسیتی و اولویت به کارگیری اساتید هم جنس در کلاس های دروس معارف.

5. استفاده از اساتید دروس تخصصی رشته های دانشجویان که دارای شرایط علمی و روحی لازم جهت تدریس دروس معارف هستند با توجه به پیشینه ی علمی و برگزاری کارگاه های دانش افزایی، جهت هم افزایی و افزایش ارتباط استاد و دانشجویان.

6. تعیین پرداختی اساتید حق التدریس دروس معارف با توجه به فاصله ی دانشگاه از مرکز شهر، تعداد دانشجویان کلاس، رتبه ی علمی دانشگاه ، درس و ارزشیابی اساتید. برای مثال تدریس درس اندیشه اسلامی نسبت به تدریس درس تفسیر موضوعی قرآن ، چالش برانگیز تر است و تدریس برای دانشجویان دانشگاه های مطرح و دانشجویان رتبه های برتر مشکل تر خواهد بود.

7. رصد میدانی و نامحسوس اساتید معارف ، و تشویق اساتید معارف برتر دانشگاه.

8. دانش افزایی کلیه ی اساتید در موضوعات جریان شناسی و مبانی انقلاب اسلامی.

9. شرط مواردی حضور در کلاس درس معارف اساتید با سابقه، به عنوان طرح و کارگاه عملی، برای افراد داوطلب تدریس و صدور مجوز تدریس.

10. الزام ، یا تشویق اساتید به امر پژوهش و به کارگیری ابزارهای جدید و کارآمد جهت تدریس دروس معارف.

جواد قدیری حاجی آبادی


دانلود